الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
20
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )
« محمّد بن مسلم خدمت امام صادق عليه السلام عرضه داشت : رؤياى عجيبى ديدهام ، اتّفاقاً ابوحنيفه در آن جا حضور داشت ، امام صادق عليه السلام به محمّد بن مسلم فرمود : خوابت را بگو كه داناى به تعبير آن نشسته است ، و با دست به ابوحنيفه اشاره نمود . محمّد بن مسلم گفت : خواب ديدم گويا داخل خانهام شدم و ناگهان همسرم به من پرخاش نمود و گردوهاى زيادى را شكسته بر سرم ريخت . ابو حنيفه گفت : چند روزى با همسرت بر سر ميراثى نزاع و مخاصمه مىكنى و پس از رنج شديدى به حاجتت مىرسى . امام عليه السلام به او فرمود : به خدا سوگند اصابت نمودى . و آن گاه ابوحنيفه از مجلس بيرون شد . در اين موقع امام عليه السلام به محمّد بن مسلم فرمود : از تعبيرش خوشم نيامد ، تعبير او موافق تعبير ما نبود . و از ناحيهء خوابت به تو مكروهى نمىرسد . محمّد بن مسلم گفت : ولى چطور به او فرموديد : اصابت كردى به خدا سوگند ؟ امام عليه السلام فرمود : درست است ، ولى مقصودم اين بود كه او به خطا اصابت نموده است نه به حق . و تعبير خوابت اين است كه تو زنى را متعه مىكنى و همسرت از آن با خبر مىشود و به تو پرخاش نموده ، جامههاى نوى را كه در بردارى بر تو پاره خواهد كرد ؛ زيرا پوست پوشش مغز است ( و لباس پوشش بدن ) . محمّد بن مسلم مىگويد : به خدا سوگند ! هيچ فاصلهاى بين اين تعبير امام عليه السلام و وقوع آن پيش نيامد جز صبح پنجشنبه . و چون بامداد روز جمعه شد من بر در خانهام نشسته بودم كه ناگهان كنيزكى از جلو خانه عبور نموده اعجاب مرا برانگيخت ، به غلام خود گفتم : دربارهء او تحقيق كن . غلام رفت پس از قدرى آمد در حالى كه كنيز همراه او بود و او را داخل خانه نمود و من با وى ازدواج موقت كردم .